به نام خدا در دفتر ششم مثنوی مولانا حکایت سلطان محمود وغلام هندو را بیان کرده است . سلطان محمود غزنوی در نبرد با هندیان پسر خردسالی را به غنیمت گرفته واو را روی تخت پادشاهی نشاند .جوانک به گریه میفتد وسلطان میپرسد چرا گریه میکنه ؟ وپسر در جواب گفت: مادرم همیشه من را از شما میترساند ونفرینم میکرد که الهی بدست سلطان محمود بیفتی.پدرم از این نفرین دلش برای من میسوخت ومیگفت: چه نفرینی به بچه میکنی .من از این گفتگو از تو میترسیدم وحالا ناراحتم که پدر ومادرم نیستند تا شادی من رو در کنار تو ببینند. کز غزای هند ، پیش آن همام در غنیمت او فتادش یک غلا گروه زبان وادبیات فارسی ناحیه 1 کرمانشاه...
ما را در سایت گروه زبان وادبیات فارسی ناحیه 1 کرمانشاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:18